چهارشنبه 26 دی1386
قدیمها رتبهی ِ دانشگاههای ِ ایرانی اعداد ِ نجومی بوده است، ولی جدید َن میگویند دانشگاه صنعتی ِ شریف رتبهی ِ ۵۲۹ را بین دانشگاههای ِ دنیا بدست آورده است. این رتبهبندی متعلق ِ به موسسهی ِ QS است. توضیحات ویکیپدیا را اینجا ببینید. ظاهرَن در این رتبهبندی جایگاه ِ ۳ - ۴ دانشگاه ِ انگلیسی همیشه آن بالاها حفظ میشود. وجود دانشگاههایی مثل مکگیل یا دوک در بالاهای ِ لیست به نظرتان عجیب نیست!؟* این گزارهی ِ دکتر جلالی را هم مقایسه کنید با توضیحات ِ ویکیپدیا:
"در حالی که موسسه QS یک موسسه بینالمللی است و تمام دانشگاههای دنیا آن را قبول دارند."
از این حرفها که بگذریم، میخواستم در مورد ِ خود ِ رتبهبندی صحبت کنم. به نظر من رتبهبندی ِ دانشگاهها به چند دلیل حماقتآمیز و حتی در مواردی گمراهکننده است. قبل از هر چیز، در این فرآیند تعدادی ِ کمیت با بعد ِ متفاوت با یک سری ضرایب با هم جمع زده میشوند. شما بگویید: ۲×تعداد مقالات ِ استادها+ ۵×تعداد دانشجویان خارجی+ ۷×حجم مالی ِ استخدامها+۶×تعداد دانشجویان ِ دختر ِ جیگر+ ۳×مساحت دانشگاه + ۴×تعداد ِ درختهای آن + ۸×تعداد توالتهای َش، به عبارتی می شود ... حالا از این بگذریم، فرض کنیم که ضرایب کمیتهای ِ بُعدداری هستند، (مثلَن آن ۸ "ثابت جهانی توالت" است!). از این هم بگذریم که این ضرایب را از کجای ِشان در میآورند. مشکل ِ بعدی این است که خُب، «میزان ِ خوب بودن ِ دانشگاهها» را کمّی کردیم حال این عدد به چه دردی میخورد؟ به عبارتی با چه چیزهایی همبستگی دارد، و اگر مثلَن گفتیم دانشگاه شریف رتبهش ۵۲۹ است، این گزاره چقدر اطلاعات به ما میدهد؟. خُب میگویید: همبستگی َش با همان پارامترهایی است که در نظر گرفته شده و اگر میخواهی بدانی چقدر، باید ضرایب را بدانی. به این ترتیب کاری که این موسسات انجام دادهاند در حد یک ماشینحساب است و البته ماشینحسابی که میتواند متعصب هم باشد و اعداد را دستکاری کند.
ظاهرَن یکی از کاربردهای ِ این رتبهبندیها برای ِ امثال ِ من میباشد که میخواهند "فرار کنند"؛ این افراد قرار است حدس بزنند که دانشگاههای ِ با رتبههای ِ بالاتر احتمالَن گزینهی ِ بهتری برایِشان است و آنها را بررسی کنند (یا ندید اپلای کنند). این موضوع برای ِ بندهخدایی که از قرقوزآباد اپلای میکند(که نمیکند) شاید درست باشد ولی برای ِ اپلیکنتهای ِ کارکشتهی ِ شریف بیمعنی است**!. به عنوان ِ مثال، اگر من-که قرار است «گرانشپیشه» بشوم- با کمک ِ رتبهبندی ِ این موسسه، ۵۰ دانشگاه اول را بررسی میکردم، دانشگاه مریلند و پنسیلوانیا را از دست میدادم و اگر ۱۰۰ دانشگاه اول را بررسی میکردم باز هم سانتاباربارا از ۱۰۰ دلار ِ اینجانب بینصیب میماند.(که آخر َش هم ماند!)
من حدس میزنم که این رتبهبندی ها به هیچوجه به اصرار و خواست جامعهی ِ آکادمیک ِ دنیا اتفاق نمیافتد (تنها خوشخوشان ِ دانشگاه ص.ش میشود، وقتی که...) و هر چه هست بین ِ یک سری مجله و روزنامه است که برای ِ هم قیف میآیند. کاربرد ِ دیگری که میتوانم حدس بزنم برای ِ سیاستمداران است و اینکه مخ ِشان را بزنی که دانشگاه ما کار َش درست است و الخ. البته گویا نبودن ِ دانشگاههای ِ ایرانی بین ِ هزار دانشگاه "برتر" دنیا، کمی مسئولین عزیز را قلقلک داده است. باز هم جای ِ شکر َش باقیست.
*: نیما جان جوش نیار! خودت هم میدانی که این رتبهی ِ مکگیل بیشتر به "دلبرک های" ِ فرانسوی ِ شهر ِ مونترال مربوط میشود.
**: ممکن است بخش ِ قابل ِ توجهی از "برقی" های ِ شریف از این قاعده مستثنا باشند؛ چون سابقهی ِ «گـــُه باشه، شریف باشه/برق باشه» را دست کم یکبار دارند. توجه کنید که "برقی" یک مفهوم است، نه صرف َن دانشجویان ِ برق. این مفهوم در کنار ِ مفهوم ِ "مهندس" فوق العاده میتواند پرکاربرد باشد(۱). فکر َش را بکنید: به یک نفر بگویید "مهندس ِ برق"... (خدا به دادم برسد!، کم نیستند تعداد ِ خوانندههایی که تحصیلات ِمهندسی داشتهاند آن هم برق!؛ دوستان ِ "فیزیکی" ! ... کمک!)(۲)
(۱):بعضی از دوستان، کپیرایت "مهندس" را رعایت نکردهاند، و آن را به اسم خود ثبت کردهاند، جان ِ عمهیتان این یکی را رعایت کنید.
(۲): این شوخی مخصوص ِدوستان نزدیک است. اگر فرد ِ دیگری خواند، مورد ِ توهین واقع شد، لطف کند فراموش َش کند! اگر فراموشَ ش نشد، میتواند کامنت بدهد هر چه قدر دل َش خواست فحش بدهد، البته از نوع ِ مؤدبانه!
"در حالی که موسسه QS یک موسسه بینالمللی است و تمام دانشگاههای دنیا آن را قبول دارند."
از این حرفها که بگذریم، میخواستم در مورد ِ خود ِ رتبهبندی صحبت کنم. به نظر من رتبهبندی ِ دانشگاهها به چند دلیل حماقتآمیز و حتی در مواردی گمراهکننده است. قبل از هر چیز، در این فرآیند تعدادی ِ کمیت با بعد ِ متفاوت با یک سری ضرایب با هم جمع زده میشوند. شما بگویید: ۲×تعداد مقالات ِ استادها+ ۵×تعداد دانشجویان خارجی+ ۷×حجم مالی ِ استخدامها+۶×تعداد دانشجویان ِ دختر ِ جیگر+ ۳×مساحت دانشگاه + ۴×تعداد ِ درختهای آن + ۸×تعداد توالتهای َش، به عبارتی می شود ... حالا از این بگذریم، فرض کنیم که ضرایب کمیتهای ِ بُعدداری هستند، (مثلَن آن ۸ "ثابت جهانی توالت" است!). از این هم بگذریم که این ضرایب را از کجای ِشان در میآورند. مشکل ِ بعدی این است که خُب، «میزان ِ خوب بودن ِ دانشگاهها» را کمّی کردیم حال این عدد به چه دردی میخورد؟ به عبارتی با چه چیزهایی همبستگی دارد، و اگر مثلَن گفتیم دانشگاه شریف رتبهش ۵۲۹ است، این گزاره چقدر اطلاعات به ما میدهد؟. خُب میگویید: همبستگی َش با همان پارامترهایی است که در نظر گرفته شده و اگر میخواهی بدانی چقدر، باید ضرایب را بدانی. به این ترتیب کاری که این موسسات انجام دادهاند در حد یک ماشینحساب است و البته ماشینحسابی که میتواند متعصب هم باشد و اعداد را دستکاری کند.
ظاهرَن یکی از کاربردهای ِ این رتبهبندیها برای ِ امثال ِ من میباشد که میخواهند "فرار کنند"؛ این افراد قرار است حدس بزنند که دانشگاههای ِ با رتبههای ِ بالاتر احتمالَن گزینهی ِ بهتری برایِشان است و آنها را بررسی کنند (یا ندید اپلای کنند). این موضوع برای ِ بندهخدایی که از قرقوزآباد اپلای میکند(که نمیکند) شاید درست باشد ولی برای ِ اپلیکنتهای ِ کارکشتهی ِ شریف بیمعنی است**!. به عنوان ِ مثال، اگر من-که قرار است «گرانشپیشه» بشوم- با کمک ِ رتبهبندی ِ این موسسه، ۵۰ دانشگاه اول را بررسی میکردم، دانشگاه مریلند و پنسیلوانیا را از دست میدادم و اگر ۱۰۰ دانشگاه اول را بررسی میکردم باز هم سانتاباربارا از ۱۰۰ دلار ِ اینجانب بینصیب میماند.(که آخر َش هم ماند!)
من حدس میزنم که این رتبهبندی ها به هیچوجه به اصرار و خواست جامعهی ِ آکادمیک ِ دنیا اتفاق نمیافتد (تنها خوشخوشان ِ دانشگاه ص.ش میشود، وقتی که...) و هر چه هست بین ِ یک سری مجله و روزنامه است که برای ِ هم قیف میآیند. کاربرد ِ دیگری که میتوانم حدس بزنم برای ِ سیاستمداران است و اینکه مخ ِشان را بزنی که دانشگاه ما کار َش درست است و الخ. البته گویا نبودن ِ دانشگاههای ِ ایرانی بین ِ هزار دانشگاه "برتر" دنیا، کمی مسئولین عزیز را قلقلک داده است. باز هم جای ِ شکر َش باقیست.
*: نیما جان جوش نیار! خودت هم میدانی که این رتبهی ِ مکگیل بیشتر به "دلبرک های" ِ فرانسوی ِ شهر ِ مونترال مربوط میشود.
**: ممکن است بخش ِ قابل ِ توجهی از "برقی" های ِ شریف از این قاعده مستثنا باشند؛ چون سابقهی ِ «گـــُه باشه، شریف باشه/برق باشه» را دست کم یکبار دارند. توجه کنید که "برقی" یک مفهوم است، نه صرف َن دانشجویان ِ برق. این مفهوم در کنار ِ مفهوم ِ "مهندس" فوق العاده میتواند پرکاربرد باشد(۱). فکر َش را بکنید: به یک نفر بگویید "مهندس ِ برق"... (خدا به دادم برسد!، کم نیستند تعداد ِ خوانندههایی که تحصیلات ِمهندسی داشتهاند آن هم برق!؛ دوستان ِ "فیزیکی" ! ... کمک!)(۲)
(۱):بعضی از دوستان، کپیرایت "مهندس" را رعایت نکردهاند، و آن را به اسم خود ثبت کردهاند، جان ِ عمهیتان این یکی را رعایت کنید.
(۲): این شوخی مخصوص ِدوستان نزدیک است. اگر فرد ِ دیگری خواند، مورد ِ توهین واقع شد، لطف کند فراموش َش کند! اگر فراموشَ ش نشد، میتواند کامنت بدهد هر چه قدر دل َش خواست فحش بدهد، البته از نوع ِ مؤدبانه!
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -

