چهارشنبه 10 بهمن1386
شاید پیشوند re در واژهی ِ research توجه شما را هم جلب کرده باشد. برای ِ پیبردن به ریشهیِ کلمه به مریام-وبستر ارجاعتان میدهم. یکی از معانیای که این دیکشینری برای ِ این واژه قائل است از این قرار است:
دکتر منصوری در کتاب ِ ایران ۱۴۲۷ در مورد ِ دوران ِ فرانسیس بیکن و کارهایش مینویسد:
[در آن زمان] روش تفکر در میان فلاسفه استنتاج بود. کشف ِ حقایق جدید هنوز معنی نداشت، آنچه بود یافتن مجدد حقایق قدیمی بود. کلمهی ِ انگلیسی ِ re-search هنوز گویای ِ همین تفکر است. بیکن همهی ِ اینها را نفی میکرد. او معتقد بود که واقعیت را تنها از طریق ِ مشاهدهیِ مستقیم میتوان تعیین کرد. او مدل دیگری برای ِ تفکر ابداع کرد: استقرا. وی معتقد بود که محقق با کشف واقعیتهای ِ جدید میتواند به استقرا به قانونهای ِ جدید طبیعت دست یابد. این امر، که امروزه برای ِ دانشگران بدیهی است، در قرن یازدهم/هفدهم، یک امر انقلابی بود.
محمد علی فروغی هم در کتاب سیر حکمت در اروپا این چنین مینویسد:
...اما فرانسیس بیکن روش تازه را روشن نموده و قواعد و اصول ِ آن را به دست داده است. اهل فضل را از خشکی و جمود و تقید به کتابها و تعالیم قدیم بیرون آورده و علم و حکمت را از حوزهی ِ دیانت مسیح بیرون آورده و مستقل ساخته و گفتههای ِپبیشینیان را از حجـــّیت انداخته است.
اگر میخواهید در مورد ِ کارهایِ فرانسیس بیکن بیشتر بدانید، پیام مقالهای دارد با عنوان ِ: فرانسیس بیکن پرچم دار علم نوین.
حالا میپرسید چه شد یاد ِ اینها افتادم؟! شاید شما هم برای ِ دروس عمومی در دانشگاه مثل ِ تاریخ اسلام، انقلاب اسلامی، یا معارف اسلامی"تحقیق" انجام داده باشید. شاید هم به زور ِ نمره مجبورتان کرده باشند که "تحقیق" کنید. چیزی که در این بهاصطلاح "تحقیق" از آدم میخواهند بهواقع همان research کردن به معنای ِ قدیمی کلمه است! یک مشت کتاب را، که حتی در انتخاب شان هم آزاد نیستید، مجبورید بخوانید و هر چه گفتهاند را خلاصه کرده و تحویل دهید. اگر جرات دارید یک نقد کوتاه در مقدمهی ِ "تحقیقتان" اضافه کنید تا مزهی ِ دوباره پاس کردن ِ درس عمومی را بچشید یا دست کم ۲ واحد ۱۲ را به کارنامهتان تقدیم کنید!!
*:{"deductive reasoning" که یعنی نتیجهگیری ِ حقایق جزئی از واقعیتها و گزارههای ِ کلی، در مقابل "inductive reasoning" یا استدلال ِ استقرایی که امروزه در روش ِ علمی شدید َن ریشهدوانده است و از بدیهیات به حساب می آید}
the collecting of information about a particular subject
ویکی پدیا هم در مورد ِ این واژه، اینگونه مینویسد:The term research is also used to describe an entire collection of information about a particular subject
ظاهرَن قدیمها (مثلَن قبل از فرانسیس بیکن) کاری که محقق انجام میداده عملَن نوعی بازبینی آثار قدیمی مثل نوشتههای ِ فیلسوفانی همچون افلاطون بوده است؛ پژوهش و کشف حقایق تنها با کمک ِ استدلال ِ قیاسی* از اصول و گزارههای ِ کلی بدست میآمد؛ و تا سالها حقایق و مشاهدات در حوزهی ِعلوم طبیعی صرفن با کمک ِ یک سری اصول، «تعبیر» میشده است. بهنوعی عملَن کشفی در کار نبود، و پژوهش معنایی جز مرور ِ گفتهها و نوشتههای ِ قدما نداشت.دکتر منصوری در کتاب ِ ایران ۱۴۲۷ در مورد ِ دوران ِ فرانسیس بیکن و کارهایش مینویسد:
[در آن زمان] روش تفکر در میان فلاسفه استنتاج بود. کشف ِ حقایق جدید هنوز معنی نداشت، آنچه بود یافتن مجدد حقایق قدیمی بود. کلمهی ِ انگلیسی ِ re-search هنوز گویای ِ همین تفکر است. بیکن همهی ِ اینها را نفی میکرد. او معتقد بود که واقعیت را تنها از طریق ِ مشاهدهیِ مستقیم میتوان تعیین کرد. او مدل دیگری برای ِ تفکر ابداع کرد: استقرا. وی معتقد بود که محقق با کشف واقعیتهای ِ جدید میتواند به استقرا به قانونهای ِ جدید طبیعت دست یابد. این امر، که امروزه برای ِ دانشگران بدیهی است، در قرن یازدهم/هفدهم، یک امر انقلابی بود.
محمد علی فروغی هم در کتاب سیر حکمت در اروپا این چنین مینویسد:
...اما فرانسیس بیکن روش تازه را روشن نموده و قواعد و اصول ِ آن را به دست داده است. اهل فضل را از خشکی و جمود و تقید به کتابها و تعالیم قدیم بیرون آورده و علم و حکمت را از حوزهی ِ دیانت مسیح بیرون آورده و مستقل ساخته و گفتههای ِپبیشینیان را از حجـــّیت انداخته است.
اگر میخواهید در مورد ِ کارهایِ فرانسیس بیکن بیشتر بدانید، پیام مقالهای دارد با عنوان ِ: فرانسیس بیکن پرچم دار علم نوین.
حالا میپرسید چه شد یاد ِ اینها افتادم؟! شاید شما هم برای ِ دروس عمومی در دانشگاه مثل ِ تاریخ اسلام، انقلاب اسلامی، یا معارف اسلامی"تحقیق" انجام داده باشید. شاید هم به زور ِ نمره مجبورتان کرده باشند که "تحقیق" کنید. چیزی که در این بهاصطلاح "تحقیق" از آدم میخواهند بهواقع همان research کردن به معنای ِ قدیمی کلمه است! یک مشت کتاب را، که حتی در انتخاب شان هم آزاد نیستید، مجبورید بخوانید و هر چه گفتهاند را خلاصه کرده و تحویل دهید. اگر جرات دارید یک نقد کوتاه در مقدمهی ِ "تحقیقتان" اضافه کنید تا مزهی ِ دوباره پاس کردن ِ درس عمومی را بچشید یا دست کم ۲ واحد ۱۲ را به کارنامهتان تقدیم کنید!!
*:{"deductive reasoning" که یعنی نتیجهگیری ِ حقایق جزئی از واقعیتها و گزارههای ِ کلی، در مقابل "inductive reasoning" یا استدلال ِ استقرایی که امروزه در روش ِ علمی شدید َن ریشهدوانده است و از بدیهیات به حساب می آید}
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -

